من دوبار پشت تلفن گریه کردم
ناگهانی
از ته دل
پر از غم و اندوه
بار اول سه چهار سال پیش بود،وقت تبریک ازدواج به مردی که عاشقانه دوستش داشتم،
غروب لعنتی خرداد بود و فرجه های امتحانی...
صدای خنده هایش را شنیدم،بی دغدغه،با آرامش،روی ابر ها بود،
بغض کردم
بغض گیر کرده بود توی گلوم،هی بزرگ و بزرگ تر شد
صدایم از گریه بالا نمی آمد،از خوش حالی ریتم حرف زدنش تند شده بود
آخر سر از سکوتم بعد از الو الو گفتنش و صدای خش دار و اشک ریزم
که فقط یک کلمه گفتم «خداحافظ» فهمید گریه می کنم،
مردی که یک تابستان گرم را،یک پاییز خزان زده و یک زمستان برفی را به او فکر کرده بودم
مرد فنجان گل سرخی...
ما را در سایت فنجان گل سرخی دنبال میکنید
برچسب: گریه هایی که مرا کردند,جمله هایی گریه دار,حرف هایی گریه دار,عکس هایی گریه دار,نوشته هایی گریه دار,متن هایی گریه دار,
نویسنده:
بازدید: 149
تاريخ: شنبه
10 مهر
1395 ساعت: 23:26